خدافس بلاگفا!
دیه حوصله عله جماعتو نئارم! نیلی و شیرازی و قرمز و اضفهانی نئاره که. عله عله س!
لطفا آدرسمو تغییر بدین تو پیوندهاتون. ![]()
جیغ نکش، سرم رفت!
دیه حوصله عله جماعتو نئارم! نیلی و شیرازی و قرمز و اضفهانی نئاره که. عله عله س!
لطفا آدرسمو تغییر بدین تو پیوندهاتون. ![]()
ویرایش: 5 تا از کامنت ها برگشتن. تا اینجا عله رو یک چارم میکنم تا همه ی 12 تا برگردن!!
ویرایش 2: بابا همین پسته الان 6-7 تا نظر داشت!! چرا شده 3 تا؟! :(((((
دروغ تو روز روشن!؟ :(((
من اون دوازده تا کامنتو میخوام!! :(((
پ.ن: تو فکرشم از بلاگفا بزنم بیرون، اما آرشیو به این گندگی رو کجام بذارم آخه!؟
برداشتم دیدم شماره عمو محمد خدابیامرزه!!
تا دکمه سبزه!! رو زدم قطع کرد! ![]()
یکی نی به این دخترعموئه بگه مگه شماره نداری خودت که با شماره ی میت تک میزنی سکته میدی ملتو !!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همین دیشب باز نشسته بودم رو میل رله و شاهانه و راحت، یهو دیدم کفشام همینطوری خود به خود و بی سرنشین!! داره از پشت پرده ای که جلو در وصله میاد تو!
دیه در شرف جیغ کشیدن بودم که دیدم پسرعموی یک ساله ی گرام در حالیکه جفت دستاشو کرده تو کفشای من از پشت پرده چار دس و پا میاد بیرون!
پ.ن: برای مقادیری گله و شکایت از امام رضا..تا دقایقی دیگر در راه مشهد خواهیم بود.
خدام خیلی عجیب شده.. چهل روز پیش، چنان طوفانی راه انداخت برام که فک کردم عمرا دیه نمیشه این خرابه ها رو ساخت..ولی خب یواش یواش بهتر شد..نمیگم همه چیز روبراه و عالیه!..ولی رو به بهبوده شکر خدا و امیدوارم همین روند رو داشته باشه..آخه از دور دارم یه گردباد دیگه رو می بینم که ایشالا سرابه!! ![]()
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ممد پشت تریبون: بعععله! آقای عموی جیمز خیلی صبور بود. گاهی که با خانم تشریف میاوردن منزل ما، خانمشون سه چهار ساعتی با عیال ما گپ میزدن و ایشون در اون هوای گرم داخل ماشین ساعت ها منتظر می موندن!
ملت رو به زن عمو: ![]()
زن عمو:
به خدا قسم من نکشتمش،از دست من دق نکرد به جون آقام، سرطان داشت بابا!![]()
این زن، خیلی مرده! کوه صبر و خنده و روحیه س..از اون آدماییه که دلم میخواد بهش بگم که خوب نباشه لطفا!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن۱: چهل روز؟ تو بگو چل ماه، بگو چل سال، بگو چل قرن!! فراموش نمیشی که نمیشی که نمیشی..
پ.ن۲: من حال و روزم این روزا دیدنی و فوق العاده س..خرکیف ِ خرکیف ِ خرکیفم!![]()
پ.ن۳: نمیدونم متوجه شدین یا نه..ولی من با شعر های قیصر امین پور عالمی دارم..امروز وقتی برای بار چندم دور میکردم شعرهاشو، مث همیشه یکیشون (جرئت دیوانگی!) با حال ِ فعلی من جور دراومد. خدا بیامرزتش..کلمه به کلمه ش رو با همه وجودم حس میکنم! شعر رو تو ادامه مطلب میذارم که اگر کسی خواست بخوندش. :)